حس خوب
سلام به همه ی مامان باباهای خوب دنیا. عيد طبق معمول هر سال واسه مسافرت رفته بوديم شمال خونه مامانينا.با آقا مهدي رفته بوديم بيرون واسه تفريح .برگشتني به خونه ي مامانينا ويتامينم يعني همون مهدي جونم بهم گفت كه تست بارداري بگيرم .منم گفتم باشه .آخه يه مقداري تغييرات جزيي داشتم .منم به حرفش گوش كردم و كنار يه دارو خانه وايساديم و بي بي چك خريدم،وقتي به خونه رسيديم مامانم داشت سفره مينداخت رفتم تو آشپزخونه ،مامان و خواهرم مينااونجا بودن.گفتم تست گرفتم.رفتم تست بدم.مامانم گفت انشاالله مثبته يه خبر خوش هم به ما ميدي؟جوابه تستم كه آماده شد از خوشحالی گریه کردم،چون مثبت بودو منم شكه شده بودم.آخه اولین نی نی منه که میخواد به دنیا بیاد . ا...
نویسنده :
مامان سارا
12:05


