خوشگل مامان و بابا

سلام عسل مامان و بابا خوبی خوشگلم ...
راستش از اون شب که خوابتو دیدم واسه دیدنت بیتاب شدم ...خدا خودش میدونه با تمام وجودم می پرستمت و دوست دارم ..من تو رو بیمه آقا حضرت ابوالفضل کردم و آقا رو به برادر سر بریدش امام حسین قسمش دادم تا تو رو صحیح و سالم به من و بابایی ببخشه ...
مامانی جونم دیشب هم صدای قلبتو شنیدم ..راستش از اون شبی که برای اولین بار صدای قلبتو شنیدم پررو شدم و خواستم باز بشنوم واسه همین همش دستمو میزاشتم زیر دلم تا صدای قلبتو بشنوم اما نمیشنیدم تا اینکه دیشب باز دستم زیر دلم بودو یهو متوجه صدای تند تند زدن قلبت شدم . خیلی ذوق کردم و باز بیشتر از سری قبل نازت کردم و خوشحال شدم دوست دارم عشق کوچولوی مامان و بابا ...
بابایی خواب بود چون صبح زود باید می رفت شرکت ..دوس داشتم بیدارش کنم بهش بگم ولی دلم نی
ومد بیدارش کنم ..تازه اون تمامومه خاطرات و می خونه حواسش بهت هست کوچولوی نازم خیالت راحت باشه ...


خوشگل مامان و بابا
