اومدن مامان زهرا و آقا جون حسین...
.gif)
سلام پسریه من.
از پنجشنبه ناهار زهراجون(مامان خودم)آقاجونت(بابای خودم) خاله محبوبه و خاله مینا اومدن خونمون .خیلی خوش گذشت .دیروز جمعه با هم رفتیم شهریار سمت باغهای میوه و کلی میوه تازه از اونجا خریدیم و خوردیم.آخه میگن میوه علاوه بر اینکه کلی ویتامین داره بچه رو هم خوشگل میکنه .خلاصه خیلی خوب بود.امروز یعنی صبح روز شنبه مامانینا رفتن شمال و فقط خاله مینا یعنی خاله کوچیکت همینجا موند تا کمک دستم باشه آخه ماه رمضون نزدیکه و امسال به خاطر تو من روزه نمی گیرم .ولی بابا مهدی جون روزه میگیره .خاله مینا غذا درست می کنه و با هم غذا می خوریم .خلاصه بودنش خوبه .راستی فیلمتو بهشون نشون دادم و کلی خدا رو شکر کردن که تو سالم هستی و آرزوی سالها سلامتی برای تو رو من و بابا جون مهدی و داشتن.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اومدن مامان زهرا و آقا جون حسین...
